آذربایجان غربی

شایسته‌ سالاری اصل در جایگزینی بازنشستگان باشد

  • دوشنبه, مهر 23 1397
  • اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

فرهاد فدایی: قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان همچنان موضعی داغ در محافل سیاسی کشور است. چه آنکه 15 استاندار و ده‌ها تن از معاونان استانداران، فرمانداران و معاونان وزرا باید میز خدمت را رها کرده و راهی دوران پیری و بازنشستگی شوند.

البته خبر رسیده که یکی از همین مدیران شیفته خدمت حاضر بوده 600 میلیون تومان خرج کند تا سوابق بیمه‌ای و خدمتی‌اش از صحنه روزگار حذف شود تا همچنان بر صریر قدرت باقی بماند. در این باره با عبدالکریم حسین‌زاده نماینده اصلاح‌طلب نقده و اشنویه گفت‌وگوی کوتاهی داشتیم و از مزایای قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان سخن گفتیم. حسین‌زاده ظرفیت‌های این قانون را بسیار زیاد دانست به شرط آنکه شایسته‌سالاری و ساختارمندی بر اجرای آن حاکم شود.

طبق قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان 15استاندار و ده‌ها تن از معاونان استانداران، فرمانداران، بخشداران و همچنین معاونان وزرا باید ترک خدمت کنند. با توجه به اینکه در چینش وزرا و مدیران میانی استان‌ها، به وزارت کشور و شخص وزیر کشور انتقادهای زیاد شده است، آیا این بازنشستگی‌ها باعث بهبود اوضاع مدیریت استانی خواهد شد و یا امیدی به بهبود نیست؟

اولا تصویب قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان در سطح استانداران و معاونان وزرا، قطعا خون تازه‌ای به دولت تزریق خواهد کرد. در شرایط کنونی حضور نیروهای جوان و با انگیزه می‌تواند به دولت تحرک و پویایی زیادی ببخشد. در کشورهای توسعه یافته، سن مدیریت سن جوانی است و از نیروهای بازنشسته و باتجربه خود در اتاق‌های فکر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی استفاده می‌کنند و همیشه این امر دستاوردهای مفیدی برای آنها داشته باشد. بنابراین قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان خیلی خوب است، اما به دو شرط؛ اولا افرادی که بازنشسته می‌شوند به دلیل اینکه سرمایه اجتماعی کشور محسوب می‌شوند، به اتاق‌های فکر نقل مکان کنند و به مدیران جوان مشاوره داده و در امور یاری رسانند. این کمک و انتقال تجربه هم فقط در دولت نباشد بلکه در مجلس، قوه قضائیه و سایر نهادها اتاق فکرها تشکیل شود. دوم افراد جایگزین باید از میانگین سنی پایین‌تر، جوان‌تر و پویاتر بوده و این انتخاب‌ها فارغ از مرز‌های جنسیتی و قومیتی و مذهبی انتخاب شوند تا مشارکت سیاسی و مدیریتی در سطح کلان، قابل لمس برای همه مردم باشد. زیرا اولا تعداد مدیران مشمول بازنشستگی عدد قابل توجهی است پس می‌توان از نیروهای زیادی در مدیریت سود جست و دوم اینکه از همین رهگذر می‌توان سطح مشارکت سیاسی را بالا برد و حس همبستگی را در میان همه اقوام و مذاهب کشور تقویت کرد. سوم اینکه می‌توان موتور محرکه مدیریتی کشور را قوی‌تر و چابک‌تر از پیش کرد تا با سرعت بیشتری به سمت توسعه حرکت کرد.

استفاده از نیروهای جوان و در عین حال متخصص و کارآمد تا چه حد می‌تواند سرمایه‌های اجتماعی کشور را امیدوار به خدمت در داخل کشور کرد و آیا ممکن است شاهد حضور نخبگان ایرانی که در خارج از کشور هستند، در عرصه مدیریت داخلی باشیم؟

بله می‌توان دروازه‌های کشور را روی نخبگان بگشاییم. گاه خوانشی از بحث نفوذ در کشور وجود دارد که بعضا اسباب مشکل شده به گونه‌ای که از سرمایه‌ها و نخبگان ایرانی که در نقاط مختلف جهان حضور دارند، با وسواس و ترس و لرز استفاده می‌شود. نمونه‌هایی هم داشته‌ایم که زیاد آخر خوبی را به همراه نداشته از جمله حضور آقای کاوه مدنی در سازمان حفاظت محیط زیست. اکنون در بسیاری کشورها ایرانیانی هستند که در جایگاه‌های سیاسی، علمی، فرهنگی و پژوهشی کار می‌کنند و به توسعه کشورهای میزبان کمک می‌کنند در حالی که پرورش یافته سیستم آموزشی رایگان ایران بوده و اکنون در کشورهای مختلف در حال تحصیلات عالیه هستند و بازنگشته‌اند. بنابراین فرصت بازنشست شدن مدیران مسن، بزنگاه خوبی است تا این سرمایه‌های اجتماعی را در عرصه‌های مختلف مدیریتی کشور به‌کار بگیریم.

یعنی در عرصه مدیریت کشور واقعا جایی برای نخبگان و ایرانیان خارج از کشور وجود دارد؟

به هر حال اکنون فرصتی پیش آمده تا سرمایه‌های اجتماعی کشور در سیستم و پلتفرم مدیریتی کشور جای بگیرند و این افراد را باز گردانیم. اکنون کشور به اینها نیاز دارد. حتی می‌توان از سرمایه‌های مالی ایرانیان خارج از کشور استفاده و آنها را به سرمایه‌گذاری تشویق کرد. اکنون وزارت نیرو بر اساس یک سری از شاخص‌ها در مدیریت آب، برق، سد سازی و... فراخوان داده است که نیازمند مدیر و کارشناس است. خوب این کار خوبی است. زیرا با شاخص‌های مد نظر افراد کارآمد را می‌توان برای مدیریت عرصه‌های مختلف گلچین کرد. این کار در سایر وزارتخانه ها، قوا، نهادها سازمان‌ها هم می‌تواند روی دهد. با فراخوان گذاشتن و تعیین شاخص‌ها و ملاک‌های لازم، افراد با تحصیلات و سابقه مرتبط با هر حوزه، تجربه و کارآمدی آنها و حتی رصد نوع نگاه و فعالیت سیاسی هر فرد؛ متناسب با دستگاه مورد نظر، می‌توان با یک نظام ساختارمند افرادی را گزینش کرد که از آنها برای قبول پست‌های مدیریتی خواهش شده است نه اینکه ما خواهش کنیم چنین افرادی در یک پستی باقی بمانند و کار کنند. بنابراین شاخص‌گذاری در عرصه مدیریت کشور لازم و ضروری است.

آیا این نگرانی وجود دارد که توجه مدیران به جایگزینی آنان معطوف شود؟

اینکه امکان دارد برای جایگزینی مدیران رایزنی شود، بله حتما هست، در تمام قوا و دستگاه‌ها وجود دارد. فقط این امر در وزارت کشور رخ نمی‌دهد، در سطح معاونان وزرا و وزارتخانه‌ها، نقاط استراتژیک و مهم‌تر از استانداری‌ها یا مثلا جایگزینی قضات یا سازمان‌ها و نهادها چنین رایزنی‌هایی صورت می‌گیرد. اما ما باید اصل را بر شایسته سالاری بگذاریم. نمایندگان با تصویب قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان به دنبال چابک سازی مدیریت کشور در تمام عرصه‌ها و قوا و نهادها بودند و نه اشتغال‌زایی که برخی مطرح می‌کنند. البته این قانون می‌تواند هم فرصت باشد و هم تهدید. اگر به شکل درست و کارآمد از این قانون استفاده شود، فرصت خوبی برای مدیریت آینده کشور خواهد بود و اگر عکس این امر روی دهد، قطعا تهدید خواهد بود. لذا با رصد و دقت و توجه به نحوه جایگزینی مدیران، می‌توان از سوءاستفاده‌های بعدی جلوگیری کرد.

منبع: آرمان

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google BookmarksSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
منتشرشده در گزارش

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.